۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

درخواستی از مدیریت سایت آزادگی


به جشن ملی و باستانی نوروز یادگار پادشاهی جمشید نزدیک می شویم.
نوروز بی گمان ملی ترین و ایرانی ترین جشن در فرهنگ کهن این سرزمین است اما متاسفانه اسلامیون در طول قرنها چیزهایی را که هیچ سنخیتی با این جشن ایرانی ندارد به آن افزوده اند و این مایه ننگ برای هر ایرانی میهن پرست است.
نخستین گام اسلامیون در این راه تبدیل هفت شین به هفت سین بود که البته این راهی بود که قرنها پیش ایرانیان میهن دوست که زیر یوغ تازیان قرار داشتند برای جلوگیری از نابودی جشن نوروز به کار گرفتند و استفاده از هفت سین تا حد زیادی هم مورد پذیرش است و نمی توان به آن ایرادی گرفت.
پس از آن کتاب به اصطلاح مقدس مسلمانان که هیچ سنخیت و ارتباطی با ایران و ایرانی و جشن نوروز نداشت وارد هفت سین شد و این موضوع کاملا توهین به فرهنگ کهن ایران است که کتابی به زبان بیگانه بر سر سفره نوروز قرار داشته باشد و از آن بدتر اینکه آن کتاب برای کسانی باشد که بیشترین و وحشیانه ترین جنایات را در این سرزمین کرده اند. سفره نوروز جای شاهنامه ابر مرد تاریخ ایران فردوسی بزرگ و رباعیات خردمند بزرگ عمر خیام و دیوان حافظ است نه کتابی که به زبان بیگانه است و هیچ سنخیتی با فرهنگ زیبای ایرانی ندارد.
یکی دیگر از چیزهایی که از سوی اسلامیون به این جشن ملی افزوده شد آن دعای به زبان تازی بود که نخستین بار شیخ مهدی بازرگان (مهندس تحصیلکرده فرانسه که برای بسیاری روشنفکر و سیاستمدار شریف و این دست چرندیات به حساب می آید) آن را خواند و خود او نیز از نوشته های آخوند شیخ عباس قمی آن را برداشته بود.
اما قدیمی ترین این الحاقیات اسلامی و ضد ایرانی که تنها ویژه نوروز نیست و در همه طول سال و در مدت چهارده قرن به ایران و ایرانی زورچپان شده مبدا تاریخ است. تاریخ هجری که مبدا آن فرار محمدبن عبدالله به همراه ابوبکر از مکه به مدینه است. این مبدا تاریخ توهین به سرزمینی است که حداقل دو برابر اسلام تاریخ دارد و در طول تاریخ خود به آن اندازه مناسبت های ملی دارد که بتواند از آنها به عنوان مبدا تاریخ استفاده کند. ما ابرمردی به نام کوروش را در تاریخ داریم که یازده قرن پیش از آنکه اسلامی وجود داشته باشد حقوق بشر را به گواهی اکثریت مطلق مورخان پایه گزاری کرده و بهترین مبدا هم برای تاریخ ما آغاز حکومت این ابرمرد و آغاز حکومت هخامنشی است.
بیش از سه دهه پیش بود که به کوشش و با تلاش شماری از میهن پرستان مانند زنده یاد دکتر شجاع الدین شفا مبدا تاریخ ایران از فرار محمد به آغاز حکومت هخامنشی تغییر کرد اما مدتی بعد با به قدرت رسیدن یک تازی به تمام معنا به نام جعفر شریف امامی و فریاد وا اسلامایی که او آن را به نمایندگی از آخوندها سر می داد دوباره مبدا تاریخ همان فرار محمد شد و متاسفانه پادشاه درگذشته ایران محمدرضا شاه پهلوی نیز که در همه امور دخالت می کرد و با رضایت خود او تاریخ هخامنشی مورد استفاده قرار گرفته بود در این یک مورد دخالتی نکرد.

به عنوان یک ایرانی میهن پرست از مدیریت سایت آزادگی می خواهم که این عزیزان نیز به جای همرنگ جماعت بودن در یک توهین ناخودآگاه به ایران و ایرانی با استفاده از این تاریخ تازی از تاریخ هخامنشی استفاده کنند.

پیشاپیش نوروز باستانی بر همه ایرانیان میهن پرست خجسته باد.

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

24 اسفند 2570

۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

بزرگ مردی از دیار مازندران

به مناسبت 24 اسفند زادروز رضا شاه پهلوی

در تاریخ 14 قرن اخیر سرزمین ما که با یورش تازیان آغاز می شود و با یورش های مغولان و ترکان ادامه می یابد ایرانیان میهن پرست کم نبوده اند اما متاسفانه کسانی کم بوده اند که دستاوردهای ماندگار داشته اند. حتی ابرقهرمانانی مانند بابک و مازیار و جلال الدین خوارزمشاه با همه ایستادگی خود در برابر بیگانگان و شمشیر زدن در راه میهن متاسفانه به هیچ دستاوردی نرسیدند. تنها کسانی که در این چهارده قرن به دستاوردهای ماندگار رسیدند نخست فردوسی بزرگ و یعقوب لیث بودند که در راه نگهداری از زبان پارسی کوشیدند و پس از این دو به نادرشاه افشار و رضا شاه پهلوی می رسیم که بزرگترین و ماندگارترین دستاوردشان نگهداری از این آب و خاک بود هرچند که بخش مهمی از این دستاورد نادرشاه بزرگ با بی لیاقتی قاجارها تقدیم روس ها شد اما بازهم اگر آن را با اواخر حکومت صفویه مقایسه کنیم به ارزش کار این مرد پی می بریم.
یکی از نقاط تاریک تاریخ معاصر ایران  از فتح تهران به دست ستارخان و باقرخان و دلاوران آذرآبادگان تا به قدرت رسیدن رضا شاه است. در بررسی تاریخ و به ویژه تاریخ معاصر خیلی کم به این دوره پرداخته می شود و دلایلش هنوز برای من مشخص نیست که دوره ای که به این میزان اهمیت بالایی داشته چرا کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
با پیروزی مشروطه خواهان که البته حمایت و همکاری بخشی از آخوندها را نیز همراه داشت روشنفکران و افرادی که تا حدی اندیشه مدرن تری داشتند گمان کردند که به آرزوها و آرمانهای خود رسیدند اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد.
تقریبا همزمان با انقلاب مشروطه قراردادی میان دو استعمارگر پیر یعنی روسیه و انگلیس بسته شد که ایران را به دو منطقه نفوذ میان خود تقسیم کردند و هر کدام به ویژه در مناطق مرزی مزدوران خود را تقویت می کردند تا بخش هایی از خاک ایران را جدا کنند. این ماجرا تا جایی پیش رفت که حتی شمار اندک مامورانی که از سوی دولت مرکزی به برخی مناطق فرستاده می شدند دستگیر و حتی گاهی کشته می شدند و نمایندگان مجلس نیز با نفوذ و تایید روس ها و انگلیس ها انتخاب می شدند و وضعیت سیاسی ایران نیز هیچگاه به یک ثبات حداقلی هم نرسید به طوری که از امضای فرمان مشروطیت تا کودتای سوم اسفند یعنی دوران حدودا پانزده ساله 28 دولت در ایران روی کار آمدند یعنی یک هرج و مرج واقعی و محمد تقی بهار در تاریخ احزاب سیاسی خود کاملا به این نکته اشاره می کند. این دولت ها متاسفانه حتی به پایه ای ترین خواست های بنیانگزاران فکری مشروطه هم اندکی نزدیک نشدند. در مسئله حکومت مرکزی که یک حکومت مرکزی نیرومند لازمه یک کشور مدرن بود وضعیت ایران پس از مشروطه بهتر از پیش نشد که هیچ بدتر هم شد و در هر گوشه گروهی با حمایت روس ها و انگلیسی ها برای جدا کردن بخشی از ایران می کوشیدند و از آن سو نه عدالتخانه تاسیس شده بود و نه یک نظام آموزشی بدون آخوند که علوم مدرن را به فرزندان این آب و خاک بیاموزد به وجود آمد. مشکلات حقوقی مردم هنوز در مساجد و به دست آخوندها حل می شد و مکتبخانه های آخوندی به جای مدارس کار می کردند.
این چند خط شرایط پیش از به قدرت رسیدن رضا خان میرپنج بود که برخی آن را به عنوان یک دموکراسی معرفی می کنند که رضا شاه آن را نابود کرد.
درباره به قدرت رسیدن رضا شاه نقطه نظرات متعددی وجود دارد. برخی به قدرت رسیدن و به پادشاهی رسیدن او را کاملا برنامه انگلیسی ها می دانند. لورن وزیر مختار انگلیس در آن زمان کاملا این موضوع را رد می کند و تحقیقات دکتر کاتوزیان نیز این را تایید می کند اما مستندات دیگری نیز وجود دارد که حاکی از نقش انگلیسی ها در این ماجراست.در این موضوع نیز مانند بسیاری از موضوعات تاریخی به ویژه در تاریخ معاصر اختلافاتی وجود دارد و ایرادی هم ندارد و در همه دنیا چنین اختلافاتی درباره برخی وقایه تاریخی وجود دارد. البته دیدگاه خود من اینگونه است که انگلیسی ها از رضا شاه برای به قدرت رسیدن حمایت کردند اما هدفشان این کارهای رضا شاه برای ایران نبود بلکه تنها می خواستند که بیشتر جلوی نفوذ روس ها را بگیرند و حتی هیچگاه نمی خواستند که رضا شاه احمد شاه قاجار را خلع ید کند.
در هر حال به قدرت رسیدن رضا شاه برابر بود با استارت مدرن شدن کشور ایران. یک نظام آموزشی بدون آخوند و یک دستگاه قضایی بدون آخوند و اساسا کوتاه کردن دست آخوند از قدرت سیاسی که آرزوی بنیانگزاران فکری مشروطه به ویژه میرزا فتحعلی آخوندزاده نیز بود و رضا شاه در تاریخ معاصر ایران تنها شخصیت سیاسی است که پس از به قدرت رسیدن حتی ذره ای به آخوندها میدان نداد و به همین دلیل نیز تنفری که دستگاه آخوندیسم شیعه در هر شکل و با هر لباسی از رضا شاه دارد بیش از هر شخصیت دیگر است (البته او پیش از به قدرت رسیدن با آخوندها نشست و برخاست داشت تا حمایت آنان را جلب کند و در نوشته ای که به بی اخلاقی سیاسی سیاسیون ایرانی پرداختم به این موضوع نیز اشاره کردم).
رضا شاه کسی بود که بستری فراهم کرد تا بسیاری از پایه های مدرنیته در ایران گذاشته شود. زمانیکه دکتر حسابی نزد او رفت و برای تاسیس دانشگاه از او بودجه خواست در شرایطی که خزانه ملی کاملا خالی بود به هر شکل بودجه مورد نیاز را به دست دکتر حسابی داد یا زمانیکه نخستین گروه دانشجویانی ایرانی که شیخ مهدی بازرگان (!) و شیخ یدالله سحابی (!) نیز در میان آنان بودند برای تحصیل به فرانسه فرستاد مشکلات اقتصادی فشار زیادی به کشور وارد می کرد (در سفرنامه مازندران اشاراتی به این مشکلات شده است) یا تاسیس بانک و همینطور گرفتن امتیاز چاپ اسکناس از انگلیسی ها و یا در زمینه های اجتماعی تحصیل دختران و تلاش برای رساندن زنان ایرانی به بخشی از حقوقشان که اوج آن در ممنوع کردن چادر و روبند بود.
با همه این نقاط درخشان در کارنامه این ابرمرد به مانند هر شخصیتی نقاط سیاهی نیز وجود دارد. رضا شاه بزرگ هیچگاه ادعای دموکرات بودن نداشت و بدون تعارف یک دیکتاتور بود و در این دیکتاتوری او در کنار سرکوب درست آخوندها روشنفکران و میهن پرستانی نیز سرکوب شدند که می توان به علی دشتی - ملک الشعرای بهار - عارف قزوینی و میرزاده عشقی و چند تن دیگر اشاره کرد که رضا شاه آنها را سرکوب کرد. روشنفکرانی که برخی از آنها انسانهای بسیار میهن پرستی بودند و همینطور رضا شاه با برخی از سیاسیونی که به او بسیار کمک کرده بودند پس از مدتی دچار اختلاف شد و آنها را حتی برخی از آنان را به زندان انداخت که می توان به محمدعلی فروغی - تیمور تاش - داور و حتی یار دیرینش در مبارزه با جدایی طلبان یعنی تیمسار زاهدی اشاره کرد.
در هر حال مهم نیست که از این مرد خوشمان بیاید یا نه و چه لقبی به او بدهیم. او را قولدور و مزدور و پالانی بنامیم یا کبیر و فقید و بزرگ. مهم این است که بخشی از ساده ترین مسائل زندگی مان را مدیون این بزرگ مرد هستیم. حتی لباسی را که تنمان می کنیم و شناسنامه ای را که در دست داریم او به درستی به زور به ما داده تا به مانند هر انسان مدرنی حداقل هویت داشته باشیم.

در پایان لینک دو سفرنامه رضا شاه و همینطور چند مقاله و فایل صوتی و گفتگو درباره او قرار می دهم.

سفرنامه خوزستان

سفرنامه مازندران

بررسی اتهام وابستگی به انگلیس و دموکرات نبودن رضا شاه - زنده یاد رضا فاضلی

کارنامه 16 سال سلطنت رضا شاه و عکس العمل توده ایها - زنده یاد رضا فاضلی

آرزوهای رضا شاه و اندیشه راست دموکرات - الاهه بقراط

رضا شاه قهرمان انقلاب مشروطه است - دکتر ماشاالله آجودانی

حکومت رضا شاه و دست انگلیسی ها - دکتر علی میرفطروس

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

19 اسفند 2570

۱۳۹۰ اسفند ۱۴, یکشنبه

اسلامیست ها و سیاست دو مرحله ای در برابر رای دادن خاتمی


انتصابات حکومتی نهمین طویله اسلامی انجام شد و تا جایی که می دانیم و از پیش هم قابل پیش بینی بود به ویژه در شهرهای بزرگ ایران استقبال چندانی از آن نشد.
در این انتخابات اصلاحاتچی های اسلامی و جریاناتی که نام مضحک و احمقانه ملی مذهبی را یدک می کشند نیز که تا انتخابات پیش از این رای ندادن را بزرگترین اشتباه و خیانت می دانستند با کنار رفتن صد در صدی خود از دستگاه حاکمه این جمهوری پر برکت فریاد تحریم زدند.
اما با همه این تحریم گسترده خبری که دیروز در صدر اخبار قرار گرفت رای دادن روباه خندان سید محمد خاتمی در این انتصابات بود و جالب تر از آن واکنشی بود که اسلامیست های مخالف خامنه ای به این خبر نشان دادند.
در مرحله نخست این واکنش ها این خبر به طور کلی تکذیب شد و هرکسی هم که این خبر را در شبکه های اجتماعی لینک می کرد مزدور خوانده می شد و خبر نیز خبر پخش شده از سوی خبرگزاری های دولتی معرفی می شد ولی با گذشت زمان و مشخص شدن درست بودن خبر فاز تازه ای از این واکنش ها را شاهد بودیم که مرا سخت به یاد موضع علی شیره ای در برابر فاش شدن دزدی سه هزار میلیاردی انداخت.:))
مقاله ها و تحلیل هایی که از سوی این اسلامیون منتشر می شد یک محتوا داشت و آن این بود که انقدر این ماجرای رای دادن خاتمی را کش ندهید یا اینکه اصلا مهم نیست (انگار عمه خودشان بود که تا دیروز مجیزگوی همین روباه خندان بود) که فلانی رای داده و هدف از این مقاله ها و تحلیل های دوزاری تنها یک چیز بود و هست و آن این است که هرچه زودتر این خبر در زیر آوار اخبار دفن شود و آبروی اسلامیست ها بیش از این ریخته نشود و به قول آن مثل معروف کثافت کاری زیر فرش گذاشته شود و متاسفانه برخی افراد سکولار نیز گول این فریب را خورده اند و آنها تبدیل به بلندگوی اسلامیست ها در این ماجرا شده اند.
اصلا نباید این فریب را خورد و خوشبختانه تا به حال نیز اینگونه بوده و حسابی این خبر کشششش داده شده.:))))))

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

14 اسفند 2570