۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه

آقای نوری علا شما خودتان آتش بیار معرکه ملت سازی بودید



در آدینه ای که گذشت دکتر اسماعیل نوری علا مقاله ای از خود منتشر کردند با عنوان گل های اپوزیسیون انحلال طلب به دروازه خودی ! .
این نوشته ایشان به دو بخش تقسیم شده بود که بخش نخست آن درباره اعلامیه مشترک و تجزیه طلبانه احزاب کومله و دموکرات کردستان و واکنش هایی که از سوی افراد و نیروهای مدافع تمامیت ارضی ایران با باورهای سیاسی متفاوت بود و بخش دوم درباره فراخوان ملی و امضای شاهزاده رضا پهلوی بر این بیانیه بود.
درباره بخش دوم این مقاله که البته به قول یک هم میهن گرامی بیشتر به گزارش فوتبال شبیه است پاسخهای خوب و درخوری داده شد که تنها دو نمونه از آنها نوشته آقای نوری علا مراقب باشید جمعه گردیهایتان به ولگردی تبدیل نشود! از سوی آقای امیرحسین مهدی ایرایی و همینطور نوشته آقای همایون نادری فر با عنوان آلترناتیوسازان 57، در پی نسخه پیچی دوباره بود.
اما بخش نخست مقاله آقای نوری علا بخشی بود که کمتر به آن پرداخته شد و من در این نوشته کوتاه می خواهم کمی نیز به آن بخش از مقاله ایشان بپردازم.
ایشان در ابتدا کسانی که به بیانیه ضد ایرانی احزاب کرد پاسخ داده اند را دارای حس شبه میهن پرستی معرفی می کند و مشخص نیست که میهن پرستی از دید ایشان چیست. گویا به زعم ایشان میهن پرستی به معنای سکوت در برابر خیانت و میهن فروشی احزاب و گروه های محلی و قوم گرا است و جالب تر این است که ایشان چنین بیانیه ای از سوی احزاب کرد را نه از سر خیانت و میهن فروشی بلکه تنها یک اشتباه ساده معرفی می کند. به راستی نمی دانم ایشان خودشان را به نفهمیدن زده اند یا به راستی از درک لازم برای فهمیدن بیانیه دو حزب برخوردار نیستند که البته من احتمال میدم گزینه نخست باشد.
آقای اسماعیل نوری علا در کنار انگشت شمار افراد دیگری مانند آقای علیرضا نوریزاده نخستین کسانی بودند که تخم لق فدرالیسم را در میان اپوزیسیون ملی جمهوری اسلامی کاشتند و از مزیت ها و خوبی های فدرالیسم سخن می گفتند و این در حالی بود که هم با احزاب قومی محلی تجزیه طلب در رابطه بودند و هم حداقل با بخشی از اپوزیسیون ملی و فدرالیسم را به عنوان یک پیش شرط دموکراسی در ایران معرفی می کردند.
به مرور با مقالات و سخنان تلاش شد فدرالیسم تبدیل به یک بحث جدی شود و به دنبال آن موضوع ملت و ملیت به میان آمد و قوم گرایان و تجزیه طلبان ملت سازی خود را انجام دادند و آقای نوری علا هم همیشه در حالی که در ظاهر از قوم و اقوام سخن می گفتند ولی در پرانتز ملت سازی تجزیه طلبان را تبلیغ می کردند.
یاد زنده یاد داریوش همایون گرامی باد که با همه انتقاداتی که همواره به عنوان یک مشروطه خواه به عملکرد و دیدگاه های او داشتم در برابر فدرالیسم و ملت سازی ایستاد و هیچگاه حتی یک قدم از این موضوع ملی عقب نرفت.
ما ایرانیان میهن پرست نیز باید اینگونه باشیم و نگذاریم هیچگاه و با هیچ زرورقی نوری علا ها و نوریزاده ها و این دست افراد تجزیه طلبان را به عنوان نیروهای دموکرات و ملی به ما قالب کنند و مفاهیمی ضد ایرانی مانند فدرالیسم را به ما زورچپان کنند.
همه این ملت سازی ها سرچشمه شان همان فدرالیسم است که متاسفانه نیروهای ناسیونالیست از روز نخست آنگونه که باید و شاید در برابر آن نایستادند وگرنه امروز این تجزیه طلبان و خیانتکاران هر روز در نشست های اپوزیسیون حضور نداشتند و به خود جرات چنین تحرکات ضد ایرانی را نمی دادند.
بدانیم که فدرالیسم همان تجزیه ایران است و در این موضوع ذره ای نباید شک کرد و به دلیل همین اهداف شوم و ضد ایرانی است که تجزیه طلبان با رفراندوم ملی پس از سقوط این رژیم مخالفند و فدرالیسم را با زیرکی تمام به عنوان پیش شرط دموکراسی معرفی می کنند و البته امثال آقای نوری علا در اینگونه تبلیغات با آنها همراه و همگام هستند.

پیروز باشید. پاینده ایران یکپارچه و پاینده ملت ایران

بیست و ششم شهریور 2571

۱۳۹۱ شهریور ۲۴, جمعه

سیاسیون قوم گرا بازوی کمکی جمهوری اسلامی هستند


درست در زمانیکه شورای ملی از ایرانیان برای امضای اصول پیشنهادی خود دعوت به عمل می آورد و می رود تا برای نخستین بار یک تشکیلات فراگیر علیه این جمهوری پربرکت شکل بگیرد به یکباره دو حزب دموکرات و کومله کردستان بیانیه ای مشترک را منتشر می کنند. بیانیه ای که جای جای آن بوی فاشیسم و نژادپرستی و ضد ایرانی بودن را می دهد و جالب این است که این احزاب و اصولا بیشتر احزاب محلی نیروهای ملی و ناسیونالیست ایرانی را محکوم به نژادپرستی می کنند در حالی که نیروهای ملی چیزی جز حاکمیت ملت ایران (که همه ایرانیان فارغ از زبان و دین و نژادشان را شامل می شود) بر سرزمین ایران نمی خواهند ولی این احزاب محلی نه برای ملت ایران بلکه تنها برای بخشی از ایرانیان که با آنها زبان مشترک و نژاد یکسانی داشته باشند فعالیت می کنند و این فعالیتشان هم تنها در جهت تکه پاره کردن ملت ایران و ملت سازی های جعلی و صد البته چندپاره کردن خاک ایران است و من شخصا بعید می دانم که این جماعت و این احزاب و گروه ها و فرقه های محلی دلشان برای هم میهنان کرد و آذری و خوزستانی ما بسوزد.
 اساسا در این بیانیه ایران و ملت ایران هیچ جایگاهی ندارند و خطاب این بیانیه تنها و تنها هم میهنان کرد ما هستند و در واقع این احزاب با سواستفاده از نام هم میهنان کرد ما و البته ملت سازی جعلی خود می خواهند اهداف ضد ایرانی خود را پیش ببرند.
به دنبال این بیانیه نیروهای ملی که دل در گرو تمامیت ارضی ایران دارند به گونه های مختلف واکنش نشان دادند و از سوی دیگر سایر دشمنان آب و خاک ایران نیز بیانیه هایی ارائه دادند که برای نمونه می توانید اطلاعیه حزب تضامن دموکراتیک اهواز را مطالعه کنید و همچنین جمعی که خود را آزادیخواهان و فعالان مدنی کردستان معرفی کردند دیگر تیر خلاص را زدند و در بیانیه ای آشکارا گفتند :  ادامه حیات در چهارچوب مرزهای ایران برای ملت کرد غیر ممکن شده !  
تمامی این دست تحرکات قومی در کردستان و آذربایجان و تا حدی هم در خوزستان و بلوچستان و اینگونه ملت سازی های جعلی در درون ایران یک پیروز خواهد داشت و آن بی گمان جمهوری پربرکت اسلامی است و دلیل آن نیز مشخص است زیرا بسیاری از ایرانیان حتی با وجود تنفر و مخالفت صد در صد با این رژیم هیچگاه تن به تکه پاره شدن ایران نخواهند داد و رژیم از حس ناسیونالیسمی که در بند بند وجود ملت ایران نهفته است به سود خود استفاده خواهد کرد و جامعه ایران طبیعتا در یک قمار سرنوشت ساز میان ماندگاری جمهوری اسلامی و جدا شدن بخشهایی از خاک ایران ماندگاری این رژیم را انتخاب خواهد کرد زیرا برای بسیاری از ایرانیان تمامیت ارضی ایران خدشه ناپذیر و غیر قابل گفتگو است همانگونه که در زمان حمله عراق به ایران بسیاری از دلاوران ارتش ایران با وجود دشمنی و تنفر از این رژیم رفتند و از آب و خاک ایران دفاع کردند و البته آن دفاع جمهوری اسلامی را تا سالها بیمه کرد اما آنها ماندگاری این رژیم را به تصرف خاک ایران از سوی بیگانه ترجیح دادند و این ویژگی هر میهن پرست ایرانی است.
امروز نیز به همین شکل است. حتی جمهوری اسلامی گاهی به میان کردها یا بلوچ ها یا آذری ها یا هر بخش دیگری از ملت ایران می رود و جنایاتی را در میان آنان انجام می دهد تا بتواند تعصبات قومی را تحریک کند و سیاسیون قوم گرا نیز با فعالیت های خود خواسته یا ناخواسته (که به گمان در بسیاری از موارد با هماهنگی خود رژیم است) آب در آسیاب این رژیم می ریزند و برای بخشی از ملت ایران توجیه منطقی در جهت ماندگاری این رژیم را درست می کنند.
با اینگونه فعالیت ها و تحرکات قومی و ملت سازی های جعلی جمهوری اسلامی امروز می تواند ادعا کند که اگر در قدرت نباشد ایران تکه تکه خواهد شد و واقعیت این است که حداقل بخشی از ملت ایران به دلیل همین خیانت ها و سخنان ضد ایرانی سیاسیون قوم گرا این گفته را خواهند پذیرفت و در جهت سقوط این رژیم تلاش نخواهند کرد آن هم در شرایطی که هر روز ماندگاری این دستگاه خلافت اسلامی برای ایران و ایرانی زیانبار خواهد بود.

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

بیست و سوم شهریور 2571

۱۳۹۱ شهریور ۱۸, شنبه

اگر خودمان بلند نشویم برایمان تصمیم خواهند گرفت


انتشار منشور شورای ملی و همینطور بیانیه شاهزاده رضا پهلوی که در آن دست خود را به سوی هر ایرانی میهن پرست دراز کرده اند جامعه ایران و در کنار آن اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در وضعیت ویژه ای قرار داده است.
ما ایرانیان اگر می خواهیم خودمان آینده سرزمینمان را رقم بزنیم و ملت ایران برای سرزمینش تصمیم بگیرد و به سرزمین خود ادای دین کنیم باید برخیزیم و کمر همت ببندیم و وارد گود شویم و همینطور نیروهایی که خود را ملی می دانند نیز اگر به راستی یگانه هدفشان اعتلای ایران باشد امروز زمان آن است هرچند که من شخصا خیلی امیدی به بخش بزرگی از این اپوزیسیون ندارم و آنها را فسیل های سیاسی می دانم که ایران تنها برایشان یک ابزار است.
صدای تیک تاک ساعت برای ما ایرانیان به گوش می رسد. صدایی که می تواند شمارش معکوس برای یک فاجعه ملی باشد که اصولا موجودیت سرزمین ما ایران را به خطر بیندازد.
زمانیکه از یک سو سیاست ضد ملی و به دور از هرگونه دوراندیشی جمهوری پربرکت اسلامی سبب شده تا اقوام ایرانی و غیر شیعیان حتی ساده ترین حقوق انسانی را نداشته باشند و این موضوع بستر لازم برای همسایگان گرگ صفت و مزدوران و خیانتکاران را فراهم کرده تا با تبلیغ قوم گرایی و نژادپرستی و ملت سازی و تاریخ سازی جعلی خود بتوانند بخشی هرچند کوچک از ایرانیان را به سوی خود بکشانند و از سوی غرب و همینطور اسرائیل مشغول تحرکاتی در مرزهای ایران هستند و هر روز یک سیاستمدار غربی یا به دلیل باجی که از یکی از همسایگان ایران گرفته و یا به هر دلیل دیگر پیشنهاد تجزیه ایران را روی میز می گذارد ما ایرانیان باید کمی به خود  بیاییم و شرایط را درک کنیم و به این واقعیت پی ببریم که ایران یکپارچه دشمنان زیادی در جهان دارد چه همسایگان ایران و چه کشورهای بزرگ.
از سوی دیگر بیانیه مشترک احزاب کومله و دموکرات کردستان که اینبار در تلاشی متحد برای جدا کردن کردهای ایران از ملت ایران و استفاده از واژه ملت برای اطلاق هم میهنان کرد ما هستند باید برای نیروهای ملی و ناسیونالیست یک زنگ خطر جدی باشد و این نیروها شرایط حاضر را درک کنند و از جنگ های لفظی به راستی احمقانه فاصله بگیرند.
همسایگان ایران و مزدوران ایرانی آنها و همینطور شماری از قدرت های جهان در حال پیش بردن پروژه تکه پاره کردن ایران هستند. مزدوران از آذرآبادگان گرفته تا کردستان و بلوچستان و خوزستان مشغول فعالیت هستند و غربی ها هم پشت پرده از آنها حمایت می کنند و همینطور این جمهوری پربرکت اسلامی نیز با سیاست های خود به آنها کمک می کند.
 اگر نیروهای ملی دست در دست یکدیگر ندهند و نشکیلاتی را نداشته باشند که بتواند آنها را نمایندگی کند و همینطور مبارزات ملت ایران را هماهنگ و یکپارچه کند و حتی در صورت حمله نظامی به سرزمینمان ایران (که البته آرزو می کنم هیچگاه چنین اتفاقی رخ ندهد) به عنوان یک تشکل ملی و دارای وزن اجتماعی خود را معرفی کند و از هرج و مرج که می تواند بستر مناسب را برای همسایگان و مزدورانشان فراهم کند جلوگیری کند متاسفانه فردا روزی شاهد آن خواهیم بود که دیگر ایرانی وجود ندارد و ما تنها باید بر خرابه های تخت جمشید و پاسارگاد اشک بریزیم و افسوس بخوریم که به مانند پدران و مادرانمان و بر خلاف همه ادعاهایمان میراث داران خوبی برای این خاک پاک نبودیم.
برای ایران همه با هم دست در دست هم دهیم و تلاش کنیم که لکه ننگی به نام جمهوری اسلامی بدون هیچگونه زیانی به آب و خاک ایران از سرزمینمان پاک شود.

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

هجدهم شهریور 2571