۱۳۹۱ مهر ۵, چهارشنبه

آمریکا به خاطر مردم ایران مجاهدین را از لیست تروریستی حذف نکرده


چند روز پیش به یکباره خبری توجه محافل سیاسی ایرانی را به خود جلب کرد و آن تصمیم دولت آمریکا مبنی بر بیرون آوردن نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست سازمان های تروریستی خود بود.
درباره چرایی و چگونگی این موضوع دیدگاه های مختلفی وجود دارد. بی گمان این کار یک شکست برای لابی جمهوری اسلامی در آمریکا و همینطور یک پیروزی برای لابی مجاهدین است و البته وقوع این اتفاق نیز قابل پیش بینی بود زیرا از چند سال پیش شماری از سیاسیون مطرح و با نفوذ آمریکا از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در نشست های پر خرج و پر زرق و برق مجاهدین شرکت می کنند.
اما ما باید از خود بپرسیم که آیا مخالف بودن سازمان مجاهدین با جمهوری اسلامی به معنای ملی بودن و دموکرات بودن این سازمان است و آیا دولت آمریکا برای حمایت از مردم ایران نام این سازمان را از لیست تروریستی خود خارج کرده است؟
بی گمان پاسخ این دو پرسش خیر است.
کارنامه مجاهدین و خیانت های آنها به ایران و ایرانی و در آغوش گرفتن و دادن دست اتحاد با صدام حسینی که می خواست قادسیه دوم را در ایران رقم بزند و کشتن هزاران ایرانی مدافع خاک میهن (که خود مجاهدین نیز آن را تایید می کنند) و همینطور فعالیت های تروریستی این سازمان در پیش از دوران جمهوری اسلامی و همبستگی آنها با خمینی هیچکدام گواه بر ملی بودن این سازمان نیستند و بیشتر بیانگر فرصت طلبی این سازمان و ضد ایرانی بودن این سازمان است.
درباره دموکرات بودن این سازمان نیز کارنامه این سازمان تروریستی و معجون ایدئولوژیک حاکم بر این سازمان که ترکیبی از اندیشه های ضد آزادی و مخرب و اسلامگرایی علی شریعتی به همراه چپ گرایی بسیار عقب افتاده است به مانند هر حکومت و سازمان ایدئولوژیک و تمامیت خواه دیگر از انسانها رباطهای تحت امر خود را ساخته و نمی توان باور کرد که سازمانی که در درون خود از انسانها اینچنین رباطهایی  ساخته در فردا روزی به آزادی و دموکراسی پایبند باشد. سازمانی که زنان و مردان در آن به مانند جمهوری اسلامی کاملا از یکدیگر جدا شده اند و آن حجاب احمقانه و ضد انسانی را به گونه ای روی زنان انداخته که حتی یک تار مویشان مشخص نباشد و یونیفرم و لباس های متحدالشکل بر تن اعضایش کرده حتی کورسویی از دموکراسی را نشان نمی دهد و تنها به مانند اصلاحاتچی ها و کسانی که نام متناقض و احمقانه ملی مذهبی را روی خود گذاشته اند سوغاتش برای ایران و ایرانی حکومت اسلامی از نوعی دیگر (به زعم خودشان) خواهد بود.
حال باید از خود بپرسیم چرا آمریکا نام این سازمان را از لیست تروریستی خود خارج کرد؟ همانگونه که در ابتدای مطلب گفتم بخشی به لابی نیرومند و پول هایی است که این سازمان در میان سیاستمداران آمریکا پخش کرده اما این همه ماجرا نیست حداقل از دید من. دولت آمریکا با این کار خود در واقع ابتدا می خواهد هشداری به جمهوری اسلامی درباره حل مشکل اتمی خود بدهد و در گام بعد روی مجاهدین به عنوان گزینه برای پس از جمهوری اسلامی حساب می کند همانگونه که در کشورهای شمال آفریقا نیز نه روی نیروهای ملی و سکولار بلکه روی طیفی از اسلامی ها سرمایه گزاری کرد و حکومت های اسلامی البته با حاکمان کراوتی را در آن کشورها مستقر ساخت زیرا برگ حکومت های اسلامی یا بهتر است بگویم قلاده حکومت های اسلامی که دور گردن مردم سرزمین های اسلامزده است هنوز برای غرب جذاب است زیرا هنوز هیچ ابزار بهتری برای عقب مانده نگه داشتن این کشورها و سواری گرفتن از آنها وجود ندارد و از سوی دیگر عدم وجود یک تشکل نیرومند و ملی و سکولار دموکرات در برابر جمهوری اسلامی و چندپاره بودن اپوزیسیون و دعواهای احمقانه مربوط به گذشته که از برکات وجود و فعالیت های فسیل ها و پیر و پاتال های سیاسی است سبب شده است که غرب به خود اجازه بدهد روی هر سازمان و گروه تروریستی و ضد ایرانی برای آینده ایران سرمایه گزاری کند.
ما ایرانیان باید بفهمیم که اگر به خودمان نیاییم باید منتظر بنشینیم تا غربیها برایمان تصمیم بگیرند و آنها هم اگر به خودشان باشد یک حکومت ایدئولوژیک و اسلامی دیگر را به ما زورچپان خواهند کرد.

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

پنجم مهر 2571

۱۳۹۱ شهریور ۳۱, جمعه

یاد همه دلاورانی که در راه دفاع از تمامیت ارضی جان باختند گرامی باد


سی و یکم شهریور سالروز یورش و تجاوز نیروهای عراق به خاک ایران است. یورشی که صدام حسین آن را قادسیه دوم نامیده بود و جمهوری پربرکت اسلامی نیز از آن با عناوینی مانند جنگ تحمیلی و دفاع مقدس یاد می کند.
درباره دلایل یورش نیروهای عراق به ایران می توان آنها را به دو بخش تقسیم کرد. بخش نخست اشتباهات احمقانه جمهوری اسلامی و اصولا عقب مانده های انقلابی بود که با اعدام و کشتن صدها تن از دلیرمردان و افسران میهن پرست ارتش آغاز شد و سبب زمین گیری ارتش ایران شد و این اندیشه را به ذهن صدام انداخت که با از بین رفتن و اعدام صدها تن از متخصصین نظامی ایران توازن قوا در میان نیروهای نظامی از بین رفته و او به سادگی می تواند ایران را اشغال کند و البته اشتباهات یا بهتر است بگویم حماقت های انقلابیون تا آنجایی ادامه یافت که مردم عراق از سوی خمینی گجستک به قیام علیه صدام تحریک شدند و بهانه لازم را نیز دست صدام دادند و بخش دوم دلایل آغاز این جنگ ناشی از کینه ای بود که عراقی ها و شخص صدام از ایرانیان پش از قرارداد الجزایر داشتند زیرا در آنجا با پرواز هواپیماهای ایرانی روی آسمان عراق در واقع عراقی ها به گونه ای تحقیر شده بودند و این بغض و کینه در وجودشان مانده بود.
به هر ترتیب این تجاوز به خاک ایران انجام شد و بخشهایی از خاک ایران به دست عراقی ها اشغال شد اما دلاوران ارتش ایران در حالی که فرماندهان خود را روی جوخه های مرگ دیده بودند به هر شکلی بود دوباره توانستند خود را متشکل کنند و البته با کمک نیروهای مردمی از خاک میهن دفاع کنند.
مهم نیست که این دلاوران چه باور و عقیده ای داشتند و در ارتش بودن یا سپاه و بسیج. مهم این است که حاضر شدند در راه دفاع از میهن حتی از جان خود نیز بگذرند و زیرا این نام آنان را تا ابد در میان میهن پرستان ایران جاودان کرده است.
اینکه جمهوری نکبت بار اسلامی که اساسا هیچ سنخیتی با ملت و ملی گرایی ندارد و حتی پایه گزارش ملی گرایی و ناسیونالیسم را کفر می دانست و اینکه جنگ باید پس از آزادسازی و بازپش گیری خرم شهر و بیرون راندن متجاوزان عراقی از خاک ایران پایان می گرفت به هیچ وجه نباید سبب شود که نیروهای ملی مخالف این رژیم عقب مانده از آن قهرمانان و میهن پرستان یاد نکنند زیرا ما با هر باور و عقیده ای که باشیم وجود داشتن و تکه پاره نشدنمان سرزمینمان ایران را مدیون آن قهرمانان هستیم.
نام های بسیاری می توان آورد. از تیمسار فلاحی و تیمسار بابایی و تیمسار شجاعی و عباس دوران و بسیارانی دیگر در ارتش تا برادران باکری و محمود کاوه و ابراهیم همت و حسن باقری و بسیارانی دیگر در میان نیروهای مردمی.

یاد همه این مهن پرستان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

سی و یکم شهریور 2571

۱۳۹۱ شهریور ۲۹, چهارشنبه

خانم شادی صدر در دموکرات ترین کشورهای دنیا هم پاسخ ملت سازی و تجزیه طلبی مشت آهنین است



به تازگی و پس از جریانات بیانیه ضد ملی و ضد ایرانی دو حزب کرد و واکنش های به آن خانم شادی صدر پا به این عرصه گذاشتند و در نوشته ای با نام دموکراسی با تمام تبعات آن / در نقد مخالفان حق تعیین سرنوشت در واقع به مانند ملت سازان و تجزیه طلبان و به پشتیبانی از آنان تلاش کردند تجزیه طلبی را زیر عنوان زیبای حق تعیین سرنوشت و با زرورق دموکراسی به خورد حداقل بخشی از ملت ایران بدهند.
متاسفانه دموکراسی بهترین ابزار در دست این گروه از افراد شمرده می شود و به نام دموکراسی تلاش می کنند هر چیزی را مجاز بشمارند حال انکه در دموکرات ترین و مدرن ترین کشورها هم فرد یا گروه هایی که تلاش کنند با تبلیغات و ملت سازی های خود و تحرکاتشان بخشی از خاک کشور را جدا کنند با پاسخ محکم و مشت آهنین دولت مرکزی روبرو می شوند.
نگاهی به تاریخ معاصر غرب و همینطور وضعیت امروز گروه های تجزیه طلب در کشورهای دموکرات خود سند این نکته است.
شاید بهترین و به قول معروف دم دستی ترین نمونه برخورد با جدایی طلبی را بتوان در اسپانیا یافت. با وجود اینکه ایالت هایی مانند باسک و کاتالان تا حدی از اختیارات بیشتری برخوردار هستند اما هر بار کوچکترین تلاش آنان جهت جدایی بخشی از خاک اسپانیا با برخورد سخت و مشت آهنین دولت مرکزی اسپانیا مواجه شده چه در زمان استبداد ژنرال فرانکو و چه در دوران دموکرات شدن اسپانیا پس از فرانکو.
نمونه بسیار خوب دیگر در این زمینه برخورد دولت مرکزی فرانسه با جدایی طلبان ایالت باسک فرانسه است. گمان نمیکنم هیچکس و به ویژه یک ایرانی خود را در جایگاهی ببیند که بگوید فرانسه کشور دموکراتی نیست ولی در همین فرانسه که بی گمان یکی از بهترین و مدرن ترین دموکراسی های دنیا در آن حکمفرماست حکومت مرکزی در عین اینکه ساکنان ایالت باسک را به مانند هر فرانسوی دیگر صاحب حقوق شهروندی می داند ولی هرگونه تلاش آنها در جهت جدا کردن بخشی از خاک فرانسه را قاطعانه پاسخ داده است.
حتی نکته جالب این است که در کشوری که همه تجزیه طلبان و قوم گرایانی که امروز تبلیغ فدرالیسم را می کنند تا با وقوع فاجعه فدرالیسم در فردای ایران اهداف ضد ایرانی خود را پیش ببرند از آن به عنوان یک الگو برای فدرالیسم یاد می کنند یعنی آمریکا نیز با تجزیه طلبان و جدایی خواهان به سختی برخورد شد. جنگهای داخلی آمریکا به دلیل جدا شدن یازده ایالت از خاک آمریکا بود که دولت مرکزی به رهبری رئیس جمهور وقت آبراهام لینکلن به سختی علیه این کار جبهه گرفت و با آن برخورد کرد و جنگ داخلی آمریکا به وجود آمد و سرانجام نیز دولت مرکزی پیروز شد.
مگر آمریکا یک کشور دموکرات و تازه فدرال نبوده و نیست؟
من شک دارم که خانم شادی صدر که در بیرون از ایران زندگی می کنند این موضوعات تاریخی را ندانند و من جوان ایرانی از درون ایران بخواهم چنین چیزهایی را به ایشان یادآوری کنم ولی حداقل امیدوارم اینگونه باشد و از سر نا آگاهی بوده باشد و نه اینکه ایشان خودشان را به ندانستن زده باشند.
هر حرکتی را نمی توان به نام دموکراسی و حقوق بشر توجیه کرد. دموکراسی هم در همه جای دنیا و از جمله کشورهای مدرن دنیای غرب خطوط و حد و مرزی دارد که مهمترینشان تمامیت ارضی کشور است و جایی که تمامیت ارضی کشور زیر هر نامی به خطر بیفتد دولت مرکزی وظیفه دارد که از تمامیت ارضی کشور دفاع کند.
 در واقع دفاع از تمامیت ارضی و خاک کشور و یگانگی ملت چیزی نیست که خیلی ارتباط مستقیمی با دموکراسی داشته باشد. فارغ از دموکرات بودن یا نبودن دولت و حکومت مرکزی یکی از مهمترین وظایف دولت مرکزی و نیروهای نظامی هر کشوری دفاع از تمامیت ارضی و آب و خاک آن کشور است و نمی توان به بهانه دموکراسی هر کاری را مجاز دانست.
بر خلاف برخی تبلیغات که امروزه با شانتاژ قوم گرایان و تجزیه طلبان انجام می شود دفاع از تمامیت ارضی در هیچ جای دنیای مدرن پدیده ای منسوخ نیست و هیچگونه ارتباطی هم به اختلافات دینی و قومی و نژاد افراد ندارد.
تنها گروهی که از این تحرکات قوم گرایانه و تجزیه طلبانه شادمان می شوند دستگاه حاکمه جمهوری اسلامی است و با استفاده از چنین حرکات احمقانه و ضد ایرانی می تواند خود را مدافع تمامیت ارضی ایران معرفی کند.


پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و یکپارچه و به امید آگاهی ایرانی

بیست و هشتم شهریور 2571