۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

جمهوریخواهی یا پهلوی ستیزی؟


تاریخ 1400 ساله اخیر ایران یعنی از پس از یورش تازیان تا به امروز به جز اندک دوره هایی چیزی جز سیاهی و نکبت برای ایران و ایرانی نبوده است و بی گمان در میان آن اندک دوره ها بهترین دوره ایران از هر نظر دوره پهلوی بوده و جالب تر یا بهتر است بنویسم تاسف آورتر این است که بیشترین دشمنی و کینه لایه در ظاهر روشنفکر (ولی در باطن بی فکر تر از عوام) با این سلسله و این دو پادشاه بوده است و جالب تر این است که دوره پهلوی از همه دوره های پیش از خود و دوره پس از خود در این بازه زمانی 1400 سال عملکرد فوق العاده بهتر و ملی تری داشته و در برخی زمینه ها بی مانند بوده و امروز نیز شاهد یکی از سیاه ترین دوره های تاریخ ایران هستیم ولی کینه یا بهتر است بگویم دشمنی خونین این جماعت با پهلوی ها هنوز بیش از جمهوری اسلامی است و حتی برخی از آنها ترجیح می دهند با اسلامیست هایی که امروز از جمهوری اسلامی کنار زده شده اند همبسته و متحد شوند زیرا در پهلوی ستیزی با آنها اشتراک نظر دارند و بسیاری دیگر از آنها که خود را جمهوریخواه و بسیار دموکرات می دانند  بیش از آنکه روی مبارزه با جمهوری اسلامی و همینطور ارائه طرح و نظریه و شفاف سازی دیدگاه های خود درباره اینکه چگونه جمهوری برای ایران مد نظرشان است کارشان در حد سیاه نمایی و نفی دوره درخشان پهلوی و همینطور مبارزه با شاهزاده رضا پهلوی به جای مبارزه با جمهوری پربرکت است و از سوی دیگر همین کسانی که خود را بسیار دموکرات می دانند بسیاریشان حتی مخالف آن هستند که گزینه حکومت مشروطه در فردای جمهوری پربرکت در میان گزینه هایی باشد که به رای مردم گذاشته شود و شخص دکتر اسماعیل نوری علا چندین بار به این تعصب گروه های جمهوریخواه روی فرم حکومت اشاره کرده اند در حالی که هم شخص شاهزاده رضا پهلوی و هم مشروطه خواهان بارها و بارها عنوان کرده اند که اگر در فردای ایران مردم ایران نوعی از جمهوری را خواستند رای مردم را می پذیرند و هرکسی که ادعای دموکرات بودن دارد باید بپذیرد.
متاسفانه تنها گروه های جمهوریخواهی که برای آینده ایران مدل ارائه دادند یکی تجزیه طلبان است که طرح جمهوری فدرال را روی میز گذاشته اند تا در فردای جمهوری اسلامی این خاک پاک را تکه تکه کنند و دیگری کمونیست های قدیمی مانند حزب کمونیست کارگری که مدینه فاضله شان را جمهوری سوسیالیستی و شورایی معرفی کرده اند. سایرین تنها سخن از جمهوری می گویند بی آنکه شفاف و بی پرده بگویند چگونه جمهوری مد نظر آنهاست و اینگونه به نظر من می رسد که این جماعت بسیار بیش از آنکه یک طرح مشخص برای جمهوریت در ایران داشته باشند کارشان را روی پهلوی ستیزی متمرکز کرده اند.
پهلوی ستیزی این جماعت ویژه امروز نیست بلکه سابقه دارد و سابقه اش به همان جایی بر می گردد که این جماعت همگی بدون استثنا برای پهلوی ستیزی و بدون توجه به میهن و مصالح ملی به زیر عبای خمینی رفتند تا بلکه سهمی از قدرت داشته باشند و هیچکدامشان هم تا روزی که خمینی آنها را از عرصه سیاسی کنار نگذاشت مخالفتی با او نداشتند و اکثریت مطلقشان امروز هم همان سخنان را می گویند و سخن تازه ای برای گفتن ندارند و حتی شجاعت و انسانیت گفتن جمله ((اشتباه کردم)) را ندارند و انگار نه انگار که این آنان بودند که با بزرگترین جنایتکار چهارصد سال اخیر ایران با افتخار دست اتحاد دادند و این سرزمین را به خاک سیاه نشاندند.
من از روزی که فهمیدم مخالف این رژیم هستم و بیش از آن از زمانی که دیگر خودم را یک مسلمان نمی دانم انتقادات بسیاری به جامعه ایران داشتم و دارم ولی توده جامعه ایران در مقایسه با به اصطلاح روشنفکرانی که این بدبختی را برای ایران رقم زدند از همان روزهای نخست این نکبت و سیاهی در ایران با شهامت و افتادگی ((اشتباه کردم)) را بر زبان می آورد و روشنفکرانی که باید مسئولیت پذیری را در جامعه تبلیغ کنند هنوز هم مسئولیت اعمال خود را بر عهده نمی گیرند.

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد

9 خرداد 2571

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۹, جمعه

پرسشی از کسانیکه به دنبال یک ایران مدرن هستند


فتواهای پی در پی که حکم به قتل و ترور هنرمند خوب سرزمینمان شاهین نجفی داده اند سبب شد تا در ذهنم تاریخچه این فتواها را تنها در تاریخ معاصر ایران مرور کنم و به یک پرسش اساسی برسم.
فرض بگیریم که جمهوری اسلامی سقوط کرد و یک حکومت ملی و مدرن که به دنبال پیشرفت هرچه بیشتر ایران و ایرانی بود با هر شکل و فرمی روی کار آمد.
همگی می دانیم که آخوندها و دین فروشان اسلام به محض اینکه حس کنند حرکتی در کشور بر علیه منافع دین و منافع شخصی و گروهی خودشان باشد از روی منبرهای خود فریاد ((اسلام در خطر است و مسلمانان قیام کنید)) را سر خواهند داد و لشگر نا آگاهان هم به خیابان خواهند ریخت. می دانم که باید آموزش بدهیم تا آن نا آگاهان به دنبال آخوند راه نیفتند اما چه بخواهیم و چه نخواهیم حداقل تا چند دهه آینده بخش بزرگی از جامعه ایران در زندگی خود برای سخنان و دستورات آخوندها ارزش قائل خواهند بود.
پرسش مشخص من این است که در یک ایران مدرن با این فتواها و فتوادهندگان چه باید بکنیم و چه کار کنیم که این بساط ضد ایران و ضد آزادی فتوا دادن تعطیل شود؟

از دوستان خوبم می خواهم به دور از احساسات و با خرد به این پرسش پاسخ دهند.

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

29 اردیبهشت 2571

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

نگاهی به تاریخچه آرامگاه خیام (به بهانه 28 اردیبهشت روز بزرگداشت این خردمند بزرگ)


بی گمان یکی از زیبا ترین و اعجاب انگیز ترین بناهای ساخته شده در تاریخ معاصر ایران آرامگاه دانشمند و خردمند بزرگ عمر خیام در شهر نیشابور است.
طراح و سازنده این بنای زیبا مهندس سرشناس و چیره دست سرزمینمان آقای هوشنگ سیحون است که متاسفانه به برکت این انقلاب نکبت بار و جمهوری پربرکت حاصل از آن امروز در ایران نیستند و سرزمین ما از هنر و ذوق بی مانند ایشان محروم است.
در سال 2515 (1335 ه.خ) انجمن آثار ملی در نامه ای به مهندس سیحون از ایشان خواست که طرحی تازه و درخور شخصیت علمی خیام برای آرامگاه او ارائه دهد و ایشان پس از بازدید از محل و مطالعات سرانجام پس از نزدیک به دو سال طرح مورد نظر خود به انجمن آثار ملی ارائه داد و انجمن هم پس از دریافت این طرح آن را برای تایید آن را نزد مهندس محسن فروغی رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فرستاد که ایشان نیز در نامه خود به انجمن طرح مهندس سیحون برای آرامگاه خیام را بسیار ستایش کردند.
پس از تایید طرح و اطلاع این موضوع به سیحون ایشان کار روی نقشه های قطعی خود بنا و اطراف بنا را آغاز کرد. مهندس سیحون در نامه خود به انجمن در توصیف نقشه ها و طرح های نهایی چنین می نویسد : (( استخوان بندی بنا فلزی و دارای روکش آلومینیوم خواهد بود در قسمت سقف نوعی شیشه های ضخیم الوان و در متن قسمت بدنه با کاشی پشت و رو تزیین خواهد شد.زیر سازی بنا با بتون و کرسی و پله ها با سنگ گرانیت و بدنه دیوار مجاور آبنماها با سنگ تراورتن و سنگ روی قبر از سنگ سیاه مشهد خواهد بود)). 
اما مهندس سیحون پس از مشورت با مهندس حسین جودت که نقش پیمانکار این پروژه را بر عهده داشت در نامه دیگری به انجمن نوشت : (( طرح اولیه ساختمان آرامگاه خیام با استخوان بندی فلزی تهیه گردید و در نظر بود که روکار آن با آلومینیوم پوشیده شود پس از مراجعه به اهل فن معلوم شد که روکش آلومینیوم بر فلز آثار نامطلوبی  از لحاظ ترکیبات شیمیایی دارد .از این رو تصمیم گرفته شد که کار با بتن ظریف اجرا گردد و ارتفاع آرامگاه نیز از 12 متر به 22متر ترقی داده شود تا عظمت بیشتری پیدا کند)).

در سال 2518 (1338 ه.خ) کار ساخت آرامگاه آغاز شد و پس از سه سال کار خستگی ناپذیر سرانجام این کار ملی به پایان رسید.

مهندس حسین امانت که خودشان از معماران چیره دست ایرانی هستند و شاهکارهایی مانند برج شهیاد (آزادی) تهران را ساخته اند و از شاگردان مهندس سیحون بوده اند درباره آرامگاه خیام می گویند: (( آرامگاه خیام از لحاظ معماری و ساخت یکی از مهم ترین ساختمانهای ساخته شده در زمان خود است.ارتفاع بنا 22 متر است و استخوان بندی اصلی آن فلزی محاط در پوشش بتنی است.شکل بنا در پایین تقسیم بندی ده گانه دارد و فاصله پایه ها 5 متر است.اضلاع بنا مستقیما به سمت بالا ادامه یافته و به صورت اشکال هندسی منظم تورفتگی پیدا میکنند و بعد به صورت تقریبا مخروطی شکل به هم رسیده شبه گنبدی را در بالا به وجود می آورند که قسمت عمده آن مشبک  وتو خالی و یادآور ستاره ای است  که نماد شخصیت علمی و ستاره شناسی خیام تلقی می شود.سطح درون و بیرون آرامگاه با کاشیهای معرق و اشعار خیام مزین شده است.روکار بنا معرق کاری سنگی است و با قطعات نازک سنگهای محکم و شفاف ساخته شده است.در کنار آرامگاه هفت خیمه سنگی بسیار زیبا وجود دارد که در زیر هرکدام یک حوض آب با کاشی فیروزه ای رنگ ساخته شده است)).

این پست با چند رباعی دلنشین و زیبا از خردمند بزرگ عمر خیام پایان می دهم:

 چندان بخورم شراب کاین بوی شراب

آید ز تراب چون روم زیر تراب

گر بر سر خـاک من رسد مخموری

از بوی شراب من شود مست و خراب



ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

بیدادگری پیشه ديرينه تست

وی خاک اگر سينه تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینه تست





 گویند بهشت و و حور عین خواهد بود

وآنجا می ناب و انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک

چون عاقبت کار چنین خواهد بود


گویند بهشت و حور و کوثر باشد

جوی می و شير و شهد و شکر باشد

پر کــن قـدح بـاده و بـر دستم نِه

نـقدی ز هزار نـسیه بـهتـر باشد



تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت؟

تا کی ز زيان دوزخ و سود بهشت؟

رو بر سر لوح بين که استاد قضا

اندر ازل آن چه بودنی است ، نوشت





امیدوارم روزی ایران زمین از اندیشه خردگرایانه خردمندانی مانند خیام پر شود و همچنین امیدوارم عمر بزرگانی مانند مهندس هوشنگ سیحون دراز باشد تا روزی دوباره به سرزمین خود بازگردند و بتوانیم از دانش این بزرگان استفاده کنیم.


پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی


28 اردیبهشت 2571